پرداختنشدن حقالوکاله گاهی وکیل را با زیان مالی و موکل را با مطالبهای بیشتر از مبلغ اولیه روبهرو میکند. پرسش اصلی این است که آیا وکیل میتواند در قرارداد حقالوکاله، برای تأخیر موکل وجه التزام تعیین کند یا چنین شرطی بهخودیخود تخلف انتظامی است؟ پاسخ کوتاه این است: درج شرط وجه التزام بهتنهایی لزوماً تخلف نیست؛ اما اگر وجه التزام در عمل وسیلهای برای دریافت مبلغی افزون بر حقالوکاله مورد توافق باشد، با ممنوعیت قانونی و مسئولیت انتظامی روبهرو میشود. در این مقاله، تفاوت این دو وضعیت و آخرین دیدگاههای قابل استناد بررسی میشود.
۰۱قاعده قانونی درباره دریافت وجه اضافی از موکل
ماده ۳۴ قانون وکالت مصوب ۱۳۱۵، دریافت وجه یا مال از موکل علاوه بر حقالوکاله و مخارج لازم را ممنوع کرده است؛ این ممنوعیت فقط به عنوان «حقالوکاله» محدود نیست و عنوانهایی مانند وجه التزام، نذر یا تضمین را نیز دربرمیگیرد. بنابراین، اگر مبلغی که در قرارداد وجه التزام نامیده شده، در واقع عوض اضافی خدمات وکالتی باشد، تغییر نام آن مشکل را حل نمیکند.
اهمیت این ماده در تشخیص موضوع است: قانون با دریافت مازاد برخورد میکند، نه صرفاً با استفاده از عبارت وجه التزام. به بیان ساده، باید بررسی شود که وکیل چه مبلغی را بهعنوان حقالوکاله توافق کرده و آیا وجه التزام، در صورت تحقق تخلف موکل، مبلغی جدا و اضافه بر آن ایجاد میکند یا خیر.
همچنین ماده ۱۲۹ آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانونهای وکلای دادگستری مصوب ۱۴۰۰، ممنوعیت دریافت وجه از موکل را به دریافت وجه «علاوه بر میزان مورد توافق بهعنوان حقالوکاله» مرتبط کرده است. این تغییر در عبارت، در تحلیل قراردادهای جدید اهمیت دارد؛ زیرا مبنا را از صرف تعرفه به حقالوکاله مورد توافق طرفین نزدیک میکند.
بنابراین، ابتدا باید رقم حقالوکاله توافقشده مشخص شود و سپس بررسی شود که وجه التزام، خسارت قراردادی برای تأخیر است یا پوششی برای افزایش حقالوکاله.
۰۲تفاوت وجه التزام با حقالوکاله اضافی
وجه التزام، مبلغی است که طرفین برای تخلف از تعهد یا تأخیر در اجرای آن از پیش تعیین میکنند. مبنای عمومی آن ماده ۲۳۰ قانون مدنی است. این ماده بهطور کلی به طرفین اجازه میدهد خسارت ناشی از تخلف را در قرارداد تعیین کنند و دادگاه، در صورت احراز شرایط، به همان مبلغ قراردادی توجه کند.
در قرارداد حقالوکاله، دو حالت را باید از یکدیگر جدا کرد:
حالت اول: وجه التزام برای تأخیر در پرداخت مبلغ توافقشده
فرض کنید حقالوکاله وکیل مبلغ مشخصی است که باید در سه قسط پرداخت شود. در قرارداد نوشته میشود اگر موکل هر قسط را در موعد نپردازد، برای هر روز تأخیر مبلغ معینی بهعنوان وجه التزام بپردازد.
در این حالت، وجه التزام از نظر تحلیلی خسارت تأخیر در اجرای تعهد پرداخت است و نه بخشی از حقالوکاله. اگر مبلغ آن متعارف، روشن و مرتبط با تأخیر باشد، میتوان از دیدگاه اعتبار قراردادی آن دفاع کرد.
نظریه مشورتی شماره ۳/۱۴۰۵/۷ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۸ اداره حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز نیز همین تفکیک را پذیرفته است. بر اساس این نظریه، اگر وکیل با موکل خود درباره حقالوکاله توافق کند و برای پرداخت بهموقع آن وجه التزام تعیین شود، درج شرط، با توجه به ماده ۲۳۰ قانون مدنی و رأی وحدت رویه شماره ۸۰۵ هیئت عمومی دیوان عالی کشور، ممنوع نیست؛ مشروط بر اینکه وجه التزام به دریافت مبلغی بیش از حقالوکاله توافقشده تبدیل نشود. این نظریه مشورتی الزامآور مانند قانون یا رأی وحدت رویه نیست، اما برای تحلیل حقوقی موضوع قابل توجه است.
متن کامل نظریه مشورتی شماره ۳/۱۴۰۵/۷ کانون وکلای مرکز
۰۳استعلام (سؤالات مطرح شده از اداره حقوقی)
- ۱آیا پیشبینی هرگونه تضمین از جمله اسناد تجاری (چک و سفته)، جهت پرداخت حقالوکاله در قرارداد الکترونیک یا قرارداد مالی در صورتی که معادل حقالوکاله باشد، تخلف انتظامی محسوب میشود؟
- ۲اساساً درج شرط وجه التزام (خسارت مقطوع تأخیر در پرداخت) در قراردادهای الکترونیک وکالت و یا قرارداد مالی، تخلف انتظامی محسوب میگردد؟
پاسخ و نظریه اداره حقوقی: نظریه مشورتی به شماره٣/۱۴۰۵/٧ پس از تبادل نظر اکثریت اعضای شورای راهبردی در معاونت مشورتی اداره حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز به شرح ذیل صادر شد:
۱- با توجه به عبارت «علاوه بر میزان مقرر» در ماده ۳۴ قانون وکالت ۱۳۱۵ و ماده ۱۲۹ آییننامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۱۴۰۰، اخذ هرگونه تضمین اعم از چک و اسناد تجاری اگر معادل حق الوکاله باشد در صورتی که در نهایت منجر به دریافت مبلغی بیشتر از مبلغ حق الوکاله توافقی نشود، موجب وقوع تخلف انتظامی نخواهد شد؛ همچنین اخذ چک و اسناد تجاری معادل حق الوکاله و به عنوان وسیله پرداخت آن نیز مشمول ممنوعیت ماده ۳۴ قانون وکالت نمیباشد. اما اگر نسبت به مطالبه وجه چک و یا اسناد تجاری اشاره و اخذ شده وفق مقررات اقدام گردد و به دارنده این گونه اسناد( در فرض سؤال وکیل دادگستری) به عنوان نمونه به استناد تبصره الحاقی ۱۳۷۶ به ماده ۲ قانون صدور چک و رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱۴۰۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور، خسارت تأخیر تادیه از تاریخ چک لغایت اجرای حکم تعلق بگیرد، وصول خسارت یاد شده علاوه بر حق الوکاله توافقی، تخلفی را متوجه وکیل دادگستری نخواهد کرد؛ چرا که اخذ این مبلغ علاوه بر توافق یادشده با موکل، به حکم قانون به وکیل تعلق گرفته و ممنوعیت مندرج در مواد اشاره شده صرفا شامل اخذ مبلغی بدون طی مراحل قانونی از طریق مراجع قضایی و بیش از حق الوکاله توافقی است. همین حکم در فرضی که اسناد اشاره شده اخذ نشده باشد و وکیل در مراجع قضایی نسبت به مطالبه اصل حق الوکاله خود با تقدیم دادخواست اقدام نماید نیز حاکم است بطوریکه براساس ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی از تاریخ سرسید پرداخت حق الوکاله موضوع خواسته، به وکیل دادگستری خسارت تأخیر تادیه تعلق خواهد گرفت.
۲- براساس ماده ۱۹ لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۱۳۳۳ وکیل دادگستری میتواند با موکل خود، قرارداد مازاد بر تعرفه حق الوکاله تنظیم نماید در حالیکه در ماده ۳۳ قانون وکالت ۱۳۱۵ حق الوکاله براساس تعرفه ثابت و آنهم مواد ۷۱ به بعد نظام نامه این قانون پیش بینی شده بود بطوریکه امکان توافق مازاد بر تعرفه حق الوکاله برای وکلای دادگستری وجود نداشت بنابراین با تصویب مواد ۱۹ و ۲۴ لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری عملا ماده ۳۳ قانون وکالت نسخ ضمنی شده و باید جمله"علاوه بر میزان مقرر"در ماده ۳۴ قانون اشاره شده را ناظر بر تعرفه ثابت الزامی آن زمان تفسیر کرد. یادآور میشود در ماده ۱۲۹ آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ١٤٠٠/٠٤/٠٢ رئیس قوه قضاییه جمله"علاوه بر میزان مقرره بعنوان حق الوکاله" در ماده ۳۴ قانون وکالت به جمله"علاوه بر میزان مورد توافق به عنوان حق الوکاله "تغییر کرده است. لذا اگر وکیل دادگستری با موکل خود توافق و قراردادی مازاد بر تعرفه حق الوکاله تنظیم نماید و در این توافق، وجه التزام جهت پرداخت به موقع حق الوکاله تعیین شده باشد چون این شرط بیش از میزان توافق شده محسوب نمیشود درج آن حسب مورد در وکالت نامه و قرارداد الکترونیک وکالت و یا قرارداد مالی جداگانه؛ باتوجه به اطلاق ماده ۲۳۰ قانون مدنی و لحاظ رای وحدت رویه شماره ۸۰۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور مورخ ۱۳۹۹ ممنوع نبوده و تخلف انتظامی محسوب نمیشود ودر صورت حدوث اختلاف و مطالبه آن از سوی وکیل دادگستری در مرجع قضایی قابلیت رسیدگی دارد.
پیش از این، بسیاری از وکلا به دلیل هراس از تعقیب انتظامی در دادسراهای کانون وکلا، از دریافت چک تضمین یا درج جریمه به ازای تأخیر موکل در پرداخت اقساط حقالوکاله خودداری میکردند. این نظریه تغییرات زیر را در بازنویسی قراردادها ایجاد میکند:
الف) نحوه تنظیم شرط «اخذ چک/سفته تضمین»
وکلا اکنون میتوانند با خیال راحت اسناد تجاری را بابت تضمین وصول اقساط دریافت کنند؛ اما شرط طلایی کانون این است که نباید تعهد مضاعف ایجاد کند. یعنی چک نباید برای رقمی بالاتر از خودِ حقالوکاله وصول شود.
- نمونه بند اصلاحی قرارداد:«موکل بابت تضمین پرداخت قساط دوم و سوم حقالوکاله مندرج در این قرارداد، یک فقره چک به شماره .................... به مبلغ .................... ریال عهده بانک .................... صادر و تسلیم وکیل نمود. وکیل متعهد است صرفاً در صورت عدم کارسازی اقساط در موعد مقرر، نسبت به وصول این چک تا سقف بدهی معوقه اقدام نماید و اخذ هرگونه مبلغی مازاد بر حقالوکاله توافقی از محل این چک ممنوع است.»
ب) نحوه تنظیم شرط «وجه التزام یا خسارت تأخیر»
با تکیه بر ماده ۲۳۰ قانون مدنی و رای وحدت رویه ۸۰۵، وکیل میتواند برای موکلی که در پرداخت اقساط دستدست میکند جریمه روزانه یا مقطوع قرار دهد.
- نمونه بند اصلاحی قرارداد:«چنانچه موکل هر یک از اقساط حقالوکاله را در موعد مقرر پرداخت نکند، به ازای هر روز تأخیر مکلف به پرداخت مبلغ .................... ریال به عنوان وجه التزام (خسارت تأخیر تأدیه مقطوع موضوع ماده ۲۳۰ قانون مدنی) علاوه بر اصل بدهی خواهد بود. این شرط بنا به توافق طرفین نافذ و مبالغ حاصل از آن مشمول تخلفات انتظامی وکلای دادگستری نمیباشد.»
حالت دوم: تعیین مبلغی جداگانه برای افزایش دریافتی وکیل
اگر وکیل مبلغی را بهعنوان حقالوکاله اعلام کند، اما همزمان شرطی بگذارد که در صورت تأخیر، مبلغی بسیار سنگین یا مستقل از اصل بدهی دریافت کند، ممکن است وجه التزام در واقع حقالوکاله پنهان یا عوض اضافی خدمات باشد.
برای نمونه، اگر حقالوکاله ۲۰۰ میلیون تومان باشد ولی در قرارداد مقرر شود با یک روز تأخیر، ۵۰ میلیون تومان به وکیل تعلق بگیرد، بدون آنکه این مبلغ با زیان ناشی از تأخیر تناسب قابل دفاعی داشته باشد، احتمال ایراد انتظامی و حقوقی افزایش مییابد. تشخیص نهایی به متن قرارداد، نحوه محاسبه، مدت تأخیر و رفتار واقعی طرفین بستگی دارد.
۰۴دیدگاه موافق: وجه التزام، حق قراردادی مستقل است
دیدگاه موافق بر چند مبنا استوار است:
- ماده ۱۰ قانون مدنی، قراردادهای خصوصی را تا زمانی که مخالف صریح قانون نباشند معتبر میداند.
- ماده ۲۳۰ قانون مدنی، اصل تعیین خسارت قراردادی را پذیرفته است.
- ماده ۱۹ لایحه قانونی استقلال کانون وکلا، اعتبار قرارداد حقالوکاله میان وکیل و موکل را شناسایی میکند.
- وجه التزام، در صورت طراحی صحیح، خسارت تأخیر است و نه حقالوکاله.
- ممنوعیت ماده ۳۴ قانون وکالت باید ناظر به دریافت واقعی مبلغ اضافی باشد، نه هر شرطی که احتمالاً در آینده و در صورت تخلف موکل قابل مطالبه است.
بر اساس این دیدگاه، اگر حقالوکاله بهصورت شفاف تعیین شده باشد و وجه التزام فقط برای تضمین پرداخت بهموقع آن مقرر شود، نمیتوان صرف درج شرط را تخلف انتظامی دانست. نظریه مشورتی شماره ۳/۱۴۰۵/۷ اداره حقوقی کانون وکلای مرکز، نزدیک به همین برداشت است.
۰۵دیدگاه مخالف: اطلاق ماده ۳۴ قانون وکالت مانع شرط وجه التزام است
دیدگاه مخالف به متن ماده ۳۴ قانون وکالت تکیه میکند. این ماده دریافت هر وجه یا مال اضافی را «به هر اسم و هر عنوان» ممنوع کرده و صراحتاً عنوان وجه التزام را نیز آورده است. از این منظر، حتی اگر در قرارداد ادعا شود مبلغ اضافی خسارت تأخیر است، ممکن است در عمل وسیلهای برای دریافت مبلغ بیشتر از حقالوکاله باشد.
برخی آرای قضایی نیز در پروندههای پیشین، دریافت وجه التزام علاوه بر حقالوکاله را ممنوع دانستهاند. برای نمونه، در دادنامهای از شعبه ۱۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران با شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۲۱۰۰۱۲۶۲ مورخ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳، دریافت وجه از موکل علاوه بر میزان مقرره، حتی با عنوان وجه التزام، قابل پذیرش دانسته نشده است. این رأی، رأی وحدت رویه و لازمالاتباع برای همه دادگاهها نیست؛ اما نشان میدهد که در عمل، تفسیر محدودکننده از ماده ۳۴ سابقه دارد.
مبنای این دیدگاه آن است که رابطه وکیل و موکل، رابطهای حرفهای و مبتنی بر اعتماد است. بنابراین، وکیل نباید با عناوین قراردادی مختلف، ممنوعیت قانونی دریافت وجه اضافی را بیاثر کند.
۰۶نزدیکترین دیدگاه به قانون کدام است؟
از نظر تحلیلی، نزدیکترین دیدگاه به مجموع مقررات، تفکیک میان وجه التزام واقعی و حقالوکاله اضافی است؛ نه پذیرش مطلق شرط و نه ممنوعیت مطلق آن.
ماده ۳۴ قانون وکالت، دریافت مازاد را منع میکند. ماده ۲۳۰ قانون مدنی، توافق بر خسارت قراردادی را به رسمیت میشناسد. ماده ۱۹ لایحه قانونی استقلال نیز اعتبار قرارداد حقالوکاله را پذیرفته است. جمع این مقررات اقتضا میکند:
- ۱حقالوکاله اصلی باید پیشاپیش و بهصورت روشن تعیین شود.
- ۲وجه التزام باید به تخلف مشخص، مانند تأخیر در پرداخت قسط، مربوط باشد.
- ۳مبلغ وجه التزام نباید پوششی برای افزایش حقالوکاله باشد.
- ۴در صورت اختلاف، دادگاه و مرجع انتظامی به ماهیت واقعی شرط توجه میکنند، نه فقط عنوان آن.
- ۵دریافت یا مطالبه مبلغی بیش از آنچه در قرارداد بهعنوان حقالوکاله و خسارت معتبر پیشبینی شده، میتواند مسئولیت ایجاد کند.
این تحلیل به معنای آن نیست که رویه قضایی درباره همه شکلهای وجه التزام در قرارداد وکالت یکسان شده است. همچنین نظریه مشورتی کانون وکلا الزام عمومی ندارد. در جستوجوی انجامشده، رأی وحدت رویه یا رأی جدید و صریحی از هیئت عمومی دیوان عدالت اداری که مستقیماً اعتبار وجه التزام در قرارداد حقالوکاله را تعیین کرده باشد، شناسایی نشد. بنابراین، نمیتوان وجود یک «رویه قطعی دیوان عدالت اداری» در این زمینه را ادعا کرد.
۰۷چگونه شرط وجه التزام را کمخطرتر تنظیم کنیم؟
برای کاهش اختلاف، قرارداد حقالوکاله باید دستکم این موارد را روشن کند:
- مبلغ کل حقالوکاله و زمان پرداخت هر قسط؛
- اینکه وجه التزام فقط در صورت تأخیر در پرداخت قسط سررسیدشده تعلق میگیرد؛
- میزان وجه التزام و روش محاسبه آن؛
- اینکه وجه التزام جایگزین حقالوکاله نیست و بابت خدمت جدید دریافت نمیشود؛
- نحوه ارسال اخطار یا مطالبه پرداخت؛
- تکلیف هزینههای دادرسی، مالیات، تمبر و مخارج ضروری.
بهتر است وکیل از عبارتهای کلی مانند «هر مبلغی که بعداً مطالبه شود» یا «وجه التزام نامحدود تا زمان تسویه» استفاده نکند. چنین عبارتهایی میتوانند این برداشت را ایجاد کنند که مبلغ واقعی حقالوکاله از ابتدا شفاف نبوده است.
موکل نیز باید پیش از امضا، مبلغ حقالوکاله، اقساط، وجه التزام و آثار فسخ یا استعفا را جداگانه بخواند. اگر مبلغی در وکالتنامه یا قرارداد مالی درج میشود، باید با توافق خصوصی و اسناد پرداخت هماهنگ باشد. در صورت اختلاف درباره موعدهای قراردادی، استفاده از محاسبه مواعد و مهلتهای قضایی میتواند برای نظمدهی به تاریخها مفید باشد؛ این ابزار جایگزین تفسیر قرارداد یا تصمیم مرجع رسیدگی نیست.
۰۸منابع و مستندات
منابع قانونی
- قانون وکالت مصوب ۱۳۱۵، ماده ۳۴؛ مبنای ممنوعیت دریافت وجه یا مال اضافی از موکل، حتی با عنوان وجه التزام.
- قانون مدنی، مواد ۱۰ و ۲۳۰؛ مبنای اعتبار قرارداد خصوصی و امکان تعیین وجه التزام.
- لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۱۳۳۳، ماده ۱۹؛ مبنای اعتبار قرارداد حقالوکاله میان وکیل و موکل.
- آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانونهای وکلای دادگستری مصوب ۱۴۰۰، ماده ۱۲۹؛ ناظر بر ممنوعیت دریافت وجه افزون بر میزان مورد توافق.
- آییننامه تعرفه حقالوکاله، حقالمشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری مصوب ۱۳۹۸؛ ناظر بر تنظیم و ثبت مبلغ حقالوکاله و آثار توافق طرفین.
منابع قضایی و مشورتی
- رأی وحدت رویه شماره ۸۰۵ هیئت عمومی دیوان عالی کشور؛ مورد استناد در تحلیل اعتبار وجه التزام قراردادی.
- دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۲۱۰۰۱۲۶۲ مورخ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳ شعبه ۱۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران؛ نمونهای از تفسیر محدودکننده درباره دریافت وجه اضافی از موکل.
- نظریه مشورتی شماره ۳/۱۴۰۵/۷ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۸ اداره حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز؛ قائل به عدم تخلف انتظامی بودن درج وجه التزام، مشروط به عدم دریافت مبلغی بیش از حقالوکاله توافقشده.
خواننده باید پیش از اقدام، متن رسمی قوانین، مقررات و آرای مورد استناد را با آخرین اصلاحات و وضعیت لازمالاجرا تطبیق دهد.
۰۹پرسشهای پرتکرار
آیا صرف نوشتن وجه التزام در قرارداد حقالوکاله تخلف انتظامی است؟
خیر. صرف درج شرط، بهتنهایی تخلف قطعی محسوب نمیشود؛ اما اگر شرط برای دریافت حقالوکاله اضافی یا مبلغی فراتر از توافق واقعی استفاده شود، میتواند محل ایراد انتظامی باشد.
آیا وکیل میتواند برای چک حقالوکاله وجه التزام بگیرد؟
اگر چک بابت حقالوکاله توافقشده باشد و وجه التزام صرفاً خسارت تأخیر در پرداخت آن باشد، از نظر تحلیلی قابل دفاع است. بااینحال، مبلغ و نحوه مطالبه باید با ماده ۳۴ قانون وکالت تعارض نداشته باشد.
آیا نظریه کانون وکلا برای دادگاه الزامآور است؟
خیر. نظریه مشورتی، قانون یا رأی وحدت رویه نیست و الزام عمومی ندارد؛ اما میتواند در استدلال حقوقی و فهم یک موضوع تخصصی مورد استناد قرار گیرد.
اگر قرارداد، مبلغ وجه التزام بسیار سنگینی داشته باشد چه میشود؟
دادگاه و مرجع انتظامی به ماهیت شرط، تناسب آن با تأخیر و قصد واقعی طرفین توجه میکنند. مبلغ سنگین، بهتنهایی همیشه موجب بطلان نیست، اما میتواند نشانهای از پوششی بودن شرط برای دریافت حقالوکاله اضافی باشد.
۱۰جمعبندی
درج وجه التزام در قرارداد حقالوکاله، بهطور مطلق ممنوع یا بهطور مطلق مجاز نیست. معیار تعیینکننده این است که آیا شرط، خسارت تأخیر در پرداخت حقالوکاله توافقشده را تعیین میکند یا در عمل مبلغی اضافی برای خدمات وکالتی به وجود میآورد.
نزدیکترین دیدگاه به قانون، تفکیک میان این دو وضعیت است. ماده ۳۴ قانون وکالت مانع دریافت مازاد از موکل است، اما مواد ۱۰ و ۲۳۰ قانون مدنی اصل توافق قراردادی و تعیین خسارت را میپذیرند. بنابراین، شرط باید روشن، محدود، مرتبط با تأخیر و جدا از اصل حقالوکاله باشد. ارزیابی نهایی هر پرونده به متن قرارداد، مبالغ پرداختی، نحوه مطالبه و رفتار طرفین بستگی دارد.
دستیار حقوقی ایداد بر اساس جزئیات پروندهی شما پیشنویس دقیق و اصولی آماده میکند؛ از لایحه و شکواییه تا اعتراض به رأی.
مطالب بلاگ ایداد برای آشنایی عمومی با مفاهیم حقوقی نوشته میشود و جایگزین مشاورهی وکیل نیست. برای مورد خاص خودتان با وکیل مشورت کنید.



